شنبه 20 شهريور 1389

ميزگرد و گفتگو  »  کتابخانه و مرکز اسناد

سخنان مهندس شوشتری و مهندس قمیشی در بازدید از موزه عبرت

5 خرداد 1387 ساعت 2:24

شادی مردم بعد از سرنگونی مجسمه های شاه در بهمن 1357
  شادی مردم بعد از سرنگونی مجسمه های شاه در بهمن 1357
اعضای جمعیت منصورون در سال های بعد از انقلاب هم منشاء خدمات بزرگی بودند و از جمله افرادی که حتماً می شناسید سردار دکتر محسن رضایی هستند که در طول هشت سال دفاع مقدس فرمانده کل سپاه بودند. ضمن این که هم در مقطع قبل از پیروزی انقلاب و هم در مقطع بعد از پیروزی انقلاب و در سطح فرماندهان جنگ شهدایی را تقدیم کردند.
 
 
 

دو عضو منصورون در بازدید از بازداشتگاه سابق کمیته مشترک ضد خرابکاری، به بیان خاطرات خود از دوران نگهداری در این بازداشتگاه پرداختند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی منصورون ، مهندس مرتضی سرمست شوشتری و مهندس غلامرضا قمیشی از اعضای منصورون در یک بازدید دو ساعته از بخش های مختلف موزه عبرت ایران (بازداشتگاه سابق کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک و شهربانی) دیدن کردند.

در این بازدید، آقای محمد یوسف باروتی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب که هم اکنون یکی از راهنمایان ارشد بازدیدکنندگان موزه است، با تجلیل از مبارزات جمعیت منصورون و دیگر گروه های سیاسی
وی با تجلیل از مقاومت شهید حسین کرمانشاهی اصل، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که رابط مجاهدین خلق با یکی از هسته های جمعیت منصورون در اهواز بود، گفت: در مدت 14 روزی که در بازداشتگاه کمیته مشترک بود، یک کلمه اعتراف نکرد و نام خودش را هم نگفت
– مذهبی دهه های 40 و 50 از جمله حزب ملل اسلامی و هیأت های موتلفه اسلامی، یاد و خاطره جوانانی را که در زیر شکنجه های ساواک به شهادت رسیدند، گرامی داشت.

وی با تجلیل از مقاومت شهید حسین کرمانشاهی اصل، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف که رابط مجاهدین خلق با یکی از هسته های جمعیت منصورون در اهواز بود، گفت: شاید بیشترین مقاومت مطلق در برابر شکنجه متعلق به این جوان باشد که در مدت 14 روزی که در بازداشتگاه کمیته مشترک بود، حتی یک کلمه هم اعتراف نکرد و نام خودش را هم نگفت.

وی در ادامه افزود: بعداً در اسناد به جا مانده از ساواک، در اظهارات دکتر بهداری کمیته مشترک خواندم که گفته بود آن قدر بدن این فرد متلاشی بود که ناچاراً جسدش را توی گونی ریختند و بیرون آوردند.

راهمنای موزه خطاب به جوان های بازدید کننده با بیان این که: واقعاً یک مهندس الکترونیک دانشگاه صنعتی شریف آن هم در سال های 1352 و 1353 چه چیزی از زندگی مادی کم دارد که دست به مبارزه می زند، تأکید کرد: آزادی امروز ما مرهون خون شهدا است.

راهنمای ارشد موزه عبرت ایران سپس در ادامه بازدید و در مقابل بند یک از مهندس مرتضی سرمست شوشتری و مهندس غلامرضا قمیشی
بعداً در اسناد به جا مانده از ساواک، در اظهارات دکتر بهداری کمیته مشترک خواندم که گفته بود آن قدر بدن این فرد متلاشی بود که ناچاراً جسدش را توی گونی ریختند و بیرون آوردند
خواست که بخشی از خاطرات خود از این بند را برای بازدید کنندگان بیان کنند.

مهندس مرتضی سرمست شوشتری در سخنان کوتاه خود در معرفی جمعیت منصورون گفت: جمعیت منصورون در مبارزه با رژیم شاه و با هدف برقراری حکومت اسلامی در خوزستان شکل گرفت و مشی مسلحانه را برای مبارزه با رژیم شاه انتخاب کرد و توانست تشکیلات خود را در اکثر نقاط کشور گسترش دهد و در استان های تهران، قم، مرکزی، اصفهان، فارس، یزد، کرمان، لرستان و خوزستان پایگاه هایی را دایر و عملیات هایی را اجرا کند.

مهندس شوشتری در ادامه افزود: اعضای جمعیت منصورون در سال های بعد از انقلاب هم منشاء خدمات بزرگی بودند و از جمله افرادی که حتماً می شناسید سردار دکتر محسن رضایی هستند که در طول هشت سال دفاع مقدس فرمانده کل سپاه بودند. ضمن این که هم در مقطع قبل از پیروزی انقلاب و هم در مقطع بعد از پیروزی انقلاب و در سطح فرماندهان جنگ شهدایی را تقدیم کردند؛ که شهید غلامحسین صفاتی دزفولی، شهید عزیز صفری، شهید عبدالحسین سبحانی،
اعضای جمعیت منصورون در سال های بعد از انقلاب هم منشاء خدمات بزرگی بودند و از جمله افرادی که حتماً می شناسید سردار دکتر محسن رضایی هستند که در طول هشت سال دفاع مقدس فرمانده کل سپاه بودند
شهید مهدی هنردار، شهید کریم رفیعی، شهید حسن هرمزی، شهید علی جهان آرا، شهید سید نورالدین شاهصفدری از شهدای قبل از انقلاب هستند که در درگیری های مسلحانه یا در زیر شکنجه ساواک به شهادت رسیدند.

مهندس شوشتری که به سخنان خود پایان داده بود، در پاسخ به تقاضای بازدیدکنندگان موزه به بیان بخشی از خاطرات خود پرداخت و گفت: من در فروردین سال 1355 دستگیر شدم و حدود 9 ماه هم در اینجا مهمان کمیته مشترک به اصطلاح ضد خرابکاری بودم. بارها به اتاق حسینی رفتم به طوری که تعدادش از دستم در رفته است و هر بار هم که می رفتیم، با شلاق از ما پذیرایی می کرد. حتی بعضی روزها اصلاً به اتاق بازجویی نمی بردند. نگهبان می آمد من را از بند مستقیم به اتاق شکنجه می برد و تحویل حسینی می داد. او هم فحش می داد و می گفت: «فلان فلان شده، باز که تو را آوردند»، و شلاق ها را می زد و با پای خونی و ورم کرده توی فلکی وسط بازداشتگاه می دواندند و برمی گرداند به بند. در واقع جیره شلاق داشتیم و گاهی بدون رفتن به اتاق بازجویی مستقیماً ما را
مهندس شوشتری گفت: من در فروردین سال 1355 دستگیر شدم و حدود 9 ماه هم در اینجا مهمان کمیته مشترک به اصطلاح ضد خرابکاری بودم. بارها به اتاق حسینی شکنجه گر رفتم به طوری که تعدادش از دستم در رفته است
به اتاق شکنجه می بردند. در واقع چون می دانستند که حرف نمی زنیم، به ما جیره شلاق داده بودند. بعضی روزها که جراحت پاها خیلی آزار دهنده بود به اتاق پانسمان می بردند و می بستند و بعد به بند می فرستادند.

مهندس شوشتری در ادامه افزود: روزهایی که به اتاق بازجویی می رفتیم، مشت و لگد کمترین نصیب زندانی بود و اگر به ان اکتفا کمی کردند، آن روز روز خوش ما بود و خوشحال می شدیم که سر و کارمان به آپولو یا شکنجه های آنچنانی مثل داغ کردن نیافتاده است. چون آپولو، خودش چندین شکنجه بود؛ بستن دست و پا، گذاشتن آن کلاه آهنی روی سر، ضربه های شلاق و آن صدای فریادی که توی گوش آدم می پیچید، چندین شکنجه مختلف در قالب یک شکنجه بود. تحمل آپولو به قدری سخت بود که آرزو می کردیم شکنجه گر استراحتی بکند و سیگاری بکشد و اگرچه می دانستیم بعد از استراحت همان سیگار را روی بدن ما خاموش می کند، ولی باز ترجیح می دادیم که استراحت کند و سیگارش را روی نقاط حساس بدن ما خاموش کند بلکه آپولو برای چند لحظه قطع شود.

گفتنی است در این بازدید دو ساعته، خانم دکتر قمیشی و خانم دکتر سرمست شوشتری و آقای محسن حیدری نیز حضور داشتند. 

کد مطلب : 39

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش ايميل شما به سايرين